پارک خانواده

داستان از یک سال پیش شروع شد. به همراه دو دوست نازنین یعنی هدی و سمیرا تصمیم گرفتیم بچه ها را پارک ببریم. هدف تشکیل یک گروه همبازی بود. البته به ما سه مادر بیشتر خوش گذشت تا به بچه ها...الینا، امیر محمد و حوریا بازی کردند اما کوچکتر از آن بودند بخواهند همبازی باشند.

 ماه بعد دوباره برنامه ریزی کردیم اما...

ادامه نوشته

خاک دامن گیر دزفول

پنج سال پیش که به واسطه ازدواج راهی دزفول شدم، هرگز تصورش را نمی کردم روزی آنقدر دلبسته این سرزمین بشوم که دوری یک ماهه از آن برایم سخت باشد.

ان روزها خیلی ها به من می گفتند خاک این زمین دامن گیر است... حقیقتی که آن روزها برایم باورپذیر نبود اما حالا با تمام وجود حسش میکنم.

دوری یک ماهه از دزفول این واقعیت را به من ثابت کرد....

این هم چند عکس از شهری که حالا دیگر بهانه های زیادی برای دوست داشتنش دارم..


ادامه نوشته