مدتها پیش دو فیلم محبوب دوران بچگی خودم یعنی "مریم و میتیل" و "خواهران غریب" رو برای الینا گرفتم.

گاهی فکر میکنم ما بچه های دهه شصتی سختی های زیادی رو پشت گذاشتیم اما حداقل خوشبخت بودیم که چهار تا کارگردان دغدغه ساخت فیلم کودک داشتن و خاطرات بچگی ما رو با فیلم های لطیفی مثل مریم و میتیل، کاکلی، گربه آوازه خوان، خواهران غریب، کلاه قرمزی، الو الو من جوجوام و ...رقم زدن. اما حالا چی؟ جدا باید با بچه هامون به تماشای فیلم سخیفی مثل "نصف مال من،نصف مال تو" بشینیم؟ دور فیلم دیدنو خط بکشیم؟ پس لذت سینما رفتن چی؟

خب همیشه دوست داشتم الینا هم با این فیلمها ارتباط برقرار کنه. حتی وقتی هنوز خیلی کوچیک بود آهنگ های خواهران غریب رو براش میگذاشتیم.مادر من...صد دانه یاقوت...

تا یک هفته پیش...

هفت یا هشت ماهی میشه که الینا هر روز باید فیلم عروسی ببینه!!!خانوم ما عاشقه به قول خود: عئوس دوماده

منم از فرصت استفاده میکنم وقتی میشینه پای لپ تاب فیلمهای آموزشی رو که برای در نظر گرفتم میزارم 

یک هفته پیش یهو یاد مریم و میتیل افتادم. وقتی فیلمو پلی کردم اصلا تصور نمی کردم تا این حد با فیلم و خصوصا مریم ارتباط برقرار کنه. الان یک هفته اس که تو خونه ما فقط مریم و میتیل میبینیم و ورد زبون الینا خانوم شده... مریم جون....مریم جون آبید(خوابید)....مریم جون بوس... مریم جون بدو بدو.....و....